X
تبلیغات
رایتل

.: بال ملائک :.

چون به عزاخانه اش، پا نِهی آهسته نِه

چند کلیپ عاشورایی

چند کلیپ عاشورایی


کلیپ کوتاه ویژه شب اول محرم با مداحی میثم مطیعی - کلیپ کوتاه شب اول محرم - شده آسمان خیمه غم ... زمین و زمان غرق ماتم ... دوباره افق رنگ خون است ... سلام ای هلال محرم ...





  
اباعبداللَّه یک مصلح است. این تعبیر از خودش است (انّى لَمْ اخْرُجْ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَلا ظالِماً و انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّةِ جَدّى، اریدُ انْ امُرَ بِالْمَعْروفِ وَ انْهى‏ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اسیرَ بِسیرَةِ جَدّى وَ ابى) «4» . این را حضرت در نامه‏اى به عنوان وصیتنامه به برادرشان محمّد بن حنفیّه- که مریض بود به طورى که از ناحیه دست فلج داشت و قدرت این که در رکاب حضرت باشد و خدمت کند نداشت- نوشتند و به او سپردند، چرا؟ براى اینکه دنیا از ماهیت نهضت او آگاه شود: مردم دنیا! من مثل خیلى افراد نیستم که قیام و انقلابم به خاطر این باشد که خودم به نوایى رسیده باشم، براى اینکه مال و ثروتى تصاحب کنم، براى اینکه به مُلکى رسیده باشم. این را مردم دنیا از امروز بدانند (این نامه را در مدینه نوشت) قیام من قیام مصلحانه است. من یک مصلح در امت جدّم هستم. قصدم امر به معروف و نهى از منکر است، قصدم این است که سیرت رسول خدا را زنده کنم، روش علىّ مرتضى را زنده کنم. سیره پیغمبر مرد، روش علىّ مرتضى مرد؛ مى‏خواهم این سیره و این روش را زنده کنم.(4).مقتل الحسین، ص 156.
از اینجا مى‏فهمیم که چرا ائمّه اطهار این همه دستور اکید داده‏اند که عاشورا باید زنده بماند و چرا این همه اجر و پاداش و ثواب براى عزادارى اباعبداللَّه منظور شده است. آیا آنها این سخن را فقط به خاطر یک عزادارى مثل عزاداریهاى ما در وقتى که پدر یا مادرمان مى‏میرد، گفتند؟ نه، مردنهاى ما ارزشى ندارد؛ در مردنهاى ما فکر و ایده و هدفى وجود ندارد. ائمّه اطهار از این جهت گفتند عاشورا زنده بماند که این مکتب زنده بماند؛ براى اینکه اگرچه شخص حسین بن على نیست ولى حسین بن على باید به قول امروز یک سمبل باشد، به صورت یک نیرو زنده باشد؛ حسین اگر خودش نیست، هر سال محرم که طلوع مى‏کند، یکمرتبه مردم از تمام فضا بشنوند: «الا تَرَوْنَ انَّ الْحَقَّ لا یُعْمَلُ بِهِ وَ انَّ الْباطِلَ لا یُتَناهى‏ عَنْهُ؟ لِیَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فى لِقاءِ اللَّهِ مُحِقّاً»؛ براى اینکه از راستى و حقیقت، شور حیات، شور امر به معروف، شور نهى از منکر، شور اصلاح مفاسد امور مسلمین، در میان مردم شیعه پیدا بشود. فلسفه عاشورا پس اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا که دائماً حسین حسین مى‏کنید و به سر خودتان مى‏زنید، چه مى‏خواهید بگویید؟ باید بگوییم: ما مى‏خواهیم حرف آقایمان را بگوییم، ما هر سال مى‏خواهیم تجدیدحیات کنیم (یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا اسْتَجیبوا للَّهِ وَ لِلرَّسولِ اذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ). باید بگوییم عاشورا روز تجدید حیات ماست. در این روز مى‏خواهیم در کوثر حسینى شستشو کنیم، تجدید حیات کنیم، روح خودمان را شستشو بدهیم، خودمان را زنده کنیم، از نو مبادى و مبانى اسلام را بیاموزیم، روح اسلام را از نو به خودمان تزریق کنیم. ما نمى‏خواهیم حس امر به معروف و نهى از منکر، احساس شهادت، احساس جهاد، احساس فداکارى در راه حق، در ما فراموش بشود؛ نمى‏خواهیم روح فداکارى در راه حق در ما بمیرد. این فلسفه عاشوراست، نه گناه کردن و بعد به نام حسین بن على بخشیده شدن! گناه کنیم، بعد در مجلسى شرکت کنیم و بگوییم خوب دیگر گناهانمان بخشیده شد. گناه آن وقت بخشیده مى‏شود که روح ما پیوندى با روح حسین بن على بخورد؛ اگر پیوند بخورد، گناهان ما قطعاً بخشیده مى‏شود ولى علامت بخشیده شدنش این است که دومرتبه دیگر دنبال آن گناه نمى‏رویم. اما اینکه از مجلس حسین بن على بیرون برویم و دومرتبه دنبال آن گناهان برویم، نشانه این است که روح ما با روح حسین بن‏ على پیوند نخورده است. شعارهاى اباعبداللَّه شعار احیاى اسلام است، این است که چرا بیت المال مسلمین را یک عده به خودشان اختصاص داده‏اند؟ چرا حلال خدا را حرام، و حرام خدا را حلال مى‏کنند؟ چرا مردم را دو دسته کرده‏اند: مردمى که فقیرفقیر و دردمندند، و مردمى که از پرخورى نمى‏توانند از جایشان بلند شوند؟. در بین راه در حضور هزار نفر لشکریان حرّ آن خطبه معروف را خواند که طىّ آن، حدیث پیغمبر را روایت کرد، گفت: پیغمبر چنین فرموده است که اگر زمانى پیش بیاید که اوضاع چنین بشود، بیت المال چنان بشود، حلال خدا حرام و حرام خدا حلال بشود، اگر مسلمانِ آگاهى اینها را بداند و سکوت کند، حق است بر خدا که چنین مسلمانى را به همانجا ببرد که آن ستمکاران را مى‏برد. بنابراین من احساس وظیفه مى‏کنم، «الا وَ انّى احَقُّ مِنْ غَیْرٍ» در چنین شرایطى من از همه سزاوارترم. پس این است مکتب عاشورا و محتواى شعارهاى عاشورا. شعارهاى ما در مجالس، در تکیه‏ها و در دسته‏ها باید مُحیى باشد نه مخدّر، باید زنده کننده باشد نه بى حس کننده. اگر بى‏حس کننده باشد، نه تنها اجر و پاداشى نخواهیم داشت بلکه ما را از حسین علیه السلام دور مى‏کند. این اشک براى حسین ریختن خیلى اجر دارد اما به شرط اینکه حسین آنچنانکه هست در دل ما وارد بشود. «انَّ لِلْحُسَیْنِ مَحَبَّةً مَکْنونَةً فى قُلوبِ الْمُؤْمِنینَ» «1» اگر در دلى ایمان باشد نمى‏تواند حسین را دوست نداشته باشد، چون حسین مجسمه‏اى است از ایمان. کتاب حماسه حسینی، شهید مطهری، ص 186-188

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 6 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 03:25 ب.ظ | نویسنده: رضا کوه نشین | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد